
بنام خداوند جان و خرد
این وبلاگ به منظور ارتقا سطح اطلاعات و دانش همکاران بانکی و به همت تعدادی از همین همکاران دایر گردیده است.
این وبلاگ کاملا مستقل بوده و هیچگونه ارتباطي با بانکها و به خصوص استخدام در آنها ندارد.
انتقادات و پیشنهادات شما را با جان و دل پذیرا بوده و آن را هدیه ای برای خود میدانیم.
E- mail : v.saeed@gmail.com
Market
The general market where securities are traded
People with the desire and ability to buy a specific product/service
a. Markets do not necessarily need to be a physical meeting place. Internet-based stores and auction sites are all markets in which transactions can take place entirely online and where the two parties do not ever need to physically meet
b. If a broad market index (such as the S&P 500) fell, people might say that "the market was down," using the S&P 500 as a proxy to represent the overall market's performance
c. For example, "the widget market" is referring to all the people who will buy widgets
|
Medium |
واسطه |
|
Specific |
خاص |
|
Interact |
عمل متقابل |
|
Facilitate |
تسهيل كردن |
|
Determine |
تعيين كردن |
|
Transaction |
معامله |
|
Factors |
عوامل |
|
Supply |
عرضه |
|
Demand |
تقاضا |
|
Securities |
اوراق بهادار |
|
Desire |
مشتاق بودن |
|
Internet-based stores |
فروشگاههاي اينترنتي |
|
Action sites |
سايتهاي حراجي |
|
Entirely |
كاملاً |
|
Broad market index |
شاخص اصلي بازار |
درباره تحقيق و تفحص از بانكها
واجبتر از نان شب
محمدصادق جنانصفت
وقتي بيان ميشود شخصي «بيپناه» است، چه ويژگيهايي براي او در نظرتان تجسم ميشود؟
معمولا، فرد «بيپناه» به كسي گفته ميشود كه توانايي، دانايي و راه مناسب براي حفظ حق شهروندي و حقوق قانوني و عرفي خود را نميشناسد و بدتر از آن، كساني كه مطابق قانون و عقل و منطق بايد حافظ حق و حقوق او باشند، خواسته يا ناخواسته تصميمهايي اتخاذ ميكنند كه به زيان فرد بيپناه است.
با اين توصيف مختصر، به نظر ميرسد پساندازكنندگان خرده پاي ايراني كه ناگزير شدهاند حاصل كار خود را در بانكهاي دولتي بگذارند، از «بيپناه»ترين افراد به حساب ميآيند. صدها هزار پسانداز كننده كوچك ايراني در سراسر ايران زمين، به اميد اينكه پساندازشان از شر تورم در امان باشد، پول خود را به بانكهايي دادهاند كه روساي آنها براساس دستورات اداري، اين پولها را به ارزانترين قيمت بازار در اختيار گروه ديگري از افراد قرار دادهاند. اكنون معلوم شده است كه دريافت كنندگان وام از بانكها كه به محض گرفتن وام، سود بردهاند، از پرداخت بدهي خود امتناع ميكنند يا اينكه از پرداخت اين وامهاي دريافت شده عاجز هستند. نتيجه كار، يكي است: حق و حقوق صدها هزار پساندازكننده ضايع شده است.
چرا به روزي رسيدهايم كه مقامهاي دولتي و بانك مركزي به هر دري ميزنند تا اين مشكل بزرگ حل شود؟ دليل اصلي وضعيت تاسف بار نظام بانكي ايران به ويژه در سالهاي اخير، نگاهي است كه بانكها را بنگاه اقتصادي نميداند و باور دارد كه اين نهادها تنها به اين دليل كه مالك آنها دولت است، بايد پسانداز شهروندان را جمعآوري كرده و به دستور دولت به فعاليتها و بنگاههاي تعيين شده از طرف دولت بدهند. اين نگاه و اين باور بوده است كه به رشد پرداخت وام حتي بيشتر از اندازه قانوني منجر شده است. همين باور بوده است كه عدم پرداخت بدهي از سوي وامگيرندگان را به دلايل گوناگون با بخشش خود تشديد كرده است. بانكهاي ايراني اكنون در حالت شكنندهاي قرار دارند و برخي تحليلها حاكي از اين است كه تداوم اين وضعيت- رشد نسبت بدهيهاي معوقه به ارزش سرمايه و كاهش سپردهگذاريها- منجر به افزايش احتمال ورشكستگي خواهد شد.
در چنين وضعيتي است كه «تحقيق و تفحص از بانكهاي دولتي» يك اقدام ضروري است. اعضاي گروه تحقيق و تفحص بايد با سرعت، دقت و استفاده از نظرات كارشناسان معلوم كنند كه كدام دستورات و تصميمها به پيدا شدن اين وضعيت تاسفبار كمك كرده است. تفكيك مطالبات معوقه به تفكيك دولت و موسسهها و شركتهاي دولتي و نهادهاي شبهدولتي و شهروندان، تفكيك مطالبات معوقه به دو بخش مطالبات تكليفي و غيرتكليفي و... از نتايجي است كه بايد به آن برسيم. اين اقدام بايد به اين نتيجه برسد كه نگاه مالكانه به سپردههاي مردم تغيير كند و حق و حقوق شهروندان به خودشان بازگردد. در غير اين صورت، وضعيت فعلي قابل تكرار است. گرفتن حق پساندازكنندگان بيپناه از نان شب واجبتر است.
دنیای اقتصاد
دايرهالمعارف اقتصاد
ابر تورم
مايكل سالمي
مترجمان: محمدصادق الحسيني، محسن رنجبر
تورم (inflation) عبارت است از افزايش پايدار سطح كلي قيمتها. تورم بالا را ابرتورم (Hyperinflation) مينامند. اگر چه آستانه ابرتورم اختياری است، اما اقتصادها عمدا اين واژه را به زمانهايي اختصاص ميدهند كه نرخ ماهانه تورم از 50درصد بالاتر ميرود.
در اين نرخ تورم ماهانه، كالايی كه روز اول ژانويه قيمتي معادل 1دلار داشته باشد، در اول ژانویه سال بعد از قيمت 130دلاري برخوردار خواهد بود.
ابرتورم پديدهای عمدتا مختص قرن بيستم است. گستردهترين ابرتورم مطالعه شده، تورمی است که پس از جنگ جهانی اول در آلمان روی داد. نسبت شاخص قيمتها در آلمان در نوامبر 1923 به آگوست 1922(تنها پانزده ماه پيش از آن)، 1010×02/1 بود. اين عدد بزرگ هم ارز نرخ تورم ماهانه 322درصد است. در شانزده ماهی كه ابرتورم در اين كشور حاكم بود، سطح قيمتها به طور متوسط در هر ماه چهار برابر ميشد. اگر چه تورم شديد آلمان شناخته شدهتر از ابرتورم مجارستان است، اما تورمی كه بعد از جنگ جهانی دوم در اين كشور روي داد بسيار بزرگتر بود. سطح عمومي قيمتها در مجارستان در فاصله آگوست 1945 تا جولاي 1946 با نرخ حيرتآور بيش از 19000درصد در ماه يا 19درصد در روز افزايش يافت. حتي اين ارقام بسيار بزرگ نيز تورمي كه در بدترين روزهاي ابرتورم در اين كشورها تجربه شد را كمتر از واقع بيان ميكنند. در اكتبر 1923 سطح قيمتها در آلمان با نرخ 41درصد در روز بالا ميرفت. همچنين در جولاي 1946 قيمتها در مجارستان در هر روز بيش از 3برابر ميشد.
اما چه چيزي ابرتورم را به وجود ميآورد؟ هيچ شوكي هر قدر هم كه شديد باشد نميتواند به تنهايي رشد سريع، مداوم و پايدار قيمتها را توجيه كند. خود دو جنگ جهاني باعث بروز ابرتورم در آلمان و مجارستان نشدند. نابودي منابع در حين جنگ ميتواند دليلي براي بالاتر رفتن قيمتها در اين دو كشور بعد از جنگ نسبت به قبل از آن باشد، اما خود اين دو جنگ نميتوانند توضيحدهنده اين باشند كه چرا قيمتها در خلال دورههاي ابرتورم به طور پيوسته و با نرخي سريع افزايش يافتند.
ابرتورمها به دليل رشد بسيار سريع عرضه «اسكناس» به وجود ميآيند. اين تورمهای شديد زمانی اتفاق ميافتند كه مراجع پولي و مالي يك كشور براي پرداخت هزينههاي بالای دولت، دائما مقادير عمدهاي پول منتشر كند. تورم در عمل شكلی از ماليات است كه در آن دولت به بهاي متضرر شدن افرادي كه پول را نزد خود نگه ميدارند سود ميكند(زیرا باعث میشود ارزش اين پول كاهش يابد). میتوان ابرتورمها را طرحهای مالياتی بسيار بزرگ دانست. در خلال ابرتورم آلمان، تعداد واحد پول در جريان...
خطر یا ریسک؟
علی صرافی گهر *
تا به حال چند بار از کلمه ریسک استفاده کردهاید؟ از خطر چطور؟ چند بار این دو کلمه را مترادف و هم معنی قرار دادهاید و در جمله دیگری را در نقش دیگری گذاشتهاید؟
در اولین بررسی شاید این دو کلمه را بتوان دارای یک بار معنایی دانست و تنها وجه افتراقی که برایشان بتوان در نظر گرفت این باشد که ریسک کلمهای بیگانه است که همچون بسیاری از کلمات، وارد زبان و ادب فارسی شده و پس از مدتی رنگ و بویی، بوميبه خود گرفته و در حال حاضر هم در هر گوشه و کناری و در هر کوچه و پس کوچهای دهان به دهان ميچرخد به نحوی که از فارسی هم فارسیتر شده است.
در تفصیل این بحث لازم به ذکر است که ریسک برای اولین بار از زبان فرانسه و توسط تحصیلکردههای فرنگ رفته وارد کشور شد، ولی پس از آن نیز مترجمان و اهل فن بیکار ننشستند و تمام سعی و تلاش خود را نمودند تا این تحفه فرنگ رفتهها را با لباسی فارسی به جامعه عرضه کنند شاید حاصل این تلاشها و دود چراغ خوردنها این باشد که در گوشهای از ذهن ما خطر و ریسک مترادف یکدیگر در نظر گرفته ميشوند.
اگر برای پیدا کردن معنی و مفهوم واژه خطر جستاری کنیم عاقبت به اینجا ميرسیم که باید گفت خطر چیزی که در صورت وقوع، فنا و نابودی در پی دارد؛ در بسط این تعریف باید اضافه کرد که در خطر یک حالت عدم اطمینان وجود دارد که این عدم اطمینان نوید بخش حالت نامطلوبی ميباشد پس انسان در خطر فردی است که در دل خود احساس ناامنی ميکند؛ ناامنی از وقوع حادثهای که در صورت وقوع نتیجهای جز ضرر ندارد و در صورت عدم وقوع هیچ گونه تغییری در شرایط به وجود نميآید.
در اینجا برای اشتباه نشدن دو مفهوم احتمال وقوع خطر و احساس عدم اطمینان باید افزود که این دو مفاهیم تعاریفی کاملا مجزا از یکدیگر دارند. احساس عدم اطمینان، حسی است کاملا درونی که در هر انسانی اندازه و مقداری متفاوت دارد. این احساس عدم اطمینان هیچگونه تاثیری در احتمال وقوع خطر ندارد و این نکته را باید در نظر داشت که هر خطری احتمال وقوعی بین صفر و یک دارد. برای مثال انباری را در نظر بگیرید که همچون هر انبار دیگری احتمال وقوع حریق آنرا تهدید ميکند در اینجا صاحب انبار احساس عدم اطمینانی نسبت به خطر حریق دارد حسی که شاید در صاحب انبار دیگری به این اندازه نباشد و همین طور که ميدانیم کمیتهای کیفی قابل اندازهگیری نميباشد. آیا این احساس عدم اطمینان که در صاحبان داراییها فرق ميکند ميتواند احتمال وقوع را تغییر دهد؟ در پاسخ به این سوال ميتوان گفت فردی که احساس عدم اطمینان بیشتری دارد نکات ایمنی بیشتری را در جهت پیشگیری از وقوع خطر یا تمهیداتی برای پس از وقوع خطر در نظر ميگیرد پس ميتوان نتیجه گرفت احساس عدم اطمینان و احتمال وقوع، نسبتی معکوس با یکدیگر دارند.
ریسک را ميتوان فعل یا حادثهای که نتیجه آن مشخص نباشد تعریف نمود. نکته قابل توجه در این توصیف وجود نقطه مشترک با خطر در خصوصیت عدم اطمینان ميباشد که در خطر نیز توصیف آن شد. در تعریف همان گونه که مشخص است لزوما حالت بدی پیش روی انسان نیست بلکه ميتواند پیامآور سود و منفعت نیز باشد؛ پس ریسک دارای دو بعد ميباشد که از آن با نام ریسک بد یا همان خطر و ریسک خوب یا شانس یاد ميکنند. در اینجا حالت عدم تغییر در شرایط را نیز باید در نظر داشت. برای بیان واضحتر ریسک ميتوانیم بورس بازی را در نظر بگیریم که برای سود بردن وارد بورس ميشود و روی سهام خاصی سرمایهگذاری ميکند، بورس باز در اینجا با یک حالت عدم اطمینان مواجه است؛ عدم اطمینان از افزایش قیمت سهام و سود بردن یا کاهش ارزش سهام و زیان دیدن یا یک حالت بینا بینی بدون تغییر، پس در اینجا باید افزود نتیجه ریسک بورس باز یا سود است یا زیان یا حالتی بدون تغییر.
همان گونه که شرح داده شد خطر در بعضی شرایط ميتواند ترجمه درست و جامعی برای ریسک باشد، یعنی زمانیکه بعد زیان و عدم زیان منظور باشد ولی در زمانی که بعد مثبت و سودآوری مد نظر باشد دیگر خطر معنا و مفهوم خود را نميرساند و این نکته را باید در نظر داشت که ریسک معنایی بسیار وسیعتر از خطر دارد.
دنیای اقتصاد
Private Equity
The majority of private equity consists of institutional investors and accredited investors who can commit large sums of money for long periods of time. Private equity investments often demand long holding periods to allow for a turnaround of a distressed company or a liquidity event such as an IPO or sale to a public company
بيمه چيست؟
پرویز خسروشاهی
جريان زندگي انسانها و چرخه فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع، مملو از خطرات و تهديدهاي متنوع و گوناگون است.
هزينه جبران برخي از اين خطرها در مقايسه با توانمنديهاي مالي افراد و موسسات چندان زياد نيست و خود آنان از عهده چنين خساراتي بر ميآيند، اما بخش قابل توجهي از اين حوادث چنان خسارت بار است كه روند عادي زندگي شهروندان و جريان معمول فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي را با اخلال جدي و بعضا خانمانبرانداز مواجه ميسازد. درصورتي كه سازوكاري براي مواجهه با اين پديده انديشيده نشود ضمن آنكه زندگي طبيعي خانوادهها و دست اندركاران و شاغلين موسسات فعال در عرصه توليد و خدمترساني را مختل ميسازد، ميتواند به رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورها نيز در سطوح خرد و كلان صدمات اساسي وارد سازد. صنعت بيمه، چنين سازوكاري را به نحو كارآمدي فراهم ميآورد. ضمن آنكه از اين طريق، نقش بسيار تعيينكنندهاي نيز ...

آشنایی با مالیات بر ارزش افزوده
ماليات بر ارزش افزوده نوعي ماليات چند مرحلهاي است كه در مراحل مختلف زنجيره واردات، توليد و توزيع براساس درصدي از ارزش افزوده كالاهاي فروخته شده يا خدمات ارائه شده در هر مرحله اخذ ميشود. ولي ماليات پرداختي در هر مرحله از زنجيره واردات-توليد-توزيع به عنصر مرحله بعدي زنجيره انتقال مييابد تا نهايتاً
درآمد سرانه
براي محاسبه درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی کشور را بر جمعيت تقسيم کرده عدد به دست آمده درآمد سرانه کشور است.
براي محاسبه درآمد سرانه دو فرمول وجود دارد. روش دوم که سازمان هاي بين المللي آمار خود را براساس آن محاسبه مي کنند روش برابری قدرت خرید است.
هر دوي اين آمار ها قابل اتکاء هستند اما مفاهيم آنها قدري متفاوت است، معني آمار براساس قدرت خريد اين است که: چه مقدار درآمد به قيمت ايران قدرت خريدي به اندازه همان مقدار در ديگر کشورها دارد و در واقع هم همه کشورها قدرت درآمد را با قدرت خريد مقايسه مي کنند. سازمان ملل، بانک جهاني و صندوق بين المللي پول هر دو آمار را با هم ارائه مي دهند.
بر همين اساس درآمد سرانه ايران مطابق آمار منتشر شده تا سال 2005 ميلادي حدود ....
